تبليغاتX
انجمن شعر حوزه هنری مازندران
دوستی کی آخر آمد ,دوستداران را چه شد

 

 

بنام خداوند جان   و  خرد

كزين برتر انديشه برنگذرد

ايرج افشار

 

انتشار شاهنامه فردوسي در اكناف جهان سرگذشتي شنيدني دارد. چه، از وقتي كه سرودن اين منظومه بلند و پايدار آغاز شد و تحرير آن در سال 348 قمري به پايان رسيد و در سال 400 تحرير نهائي آن آماده شد تا كنون كه اندكي از هزار سال گذشته است، اين حماسه اقوام ايراني به اشكال و صور گوناگون در دسترس قرار گرفته است. ملت ايران و دوستداران راستين زبان فارسي در جهان، در مدت ده قرن تمام، بوسيله خواندن متن و شنيدن آن از دهان قصه‌خوانها و شاهنامه خوانها (مخصوصاً در قهوه‌خانه‌ها و زورخانه‌ها و مجالس خاص شاهنامه خواني) بر پهناي انديشه انساني و هنر گرانسنگ و جاوداني شاعر وقوف يافته و از معاني و دقائق آن لذتها برده و از گنجي چنين كم‌‌مانند و بيش‌بها فوائد اندوخته‌اند.

***

 

 

 

شاهنامه خط فردوسي

هيچ نمي‌دانيم نسخه‌اي از شاهنامه كه علي‌الظاهر در ديه باژ از آباديهاي طوس تهيه شد و به غزنين فرستاده شد و در آنجا به پيشگاه سلطان محمود غزنوي تقديم شد به چه صورت بود. به خط فردوسي بود يا به خط كاتبي خوشنويس. مزين بود يا نبود. به چه اندازه‌اي بود. در هر صفحه‌اش چند ستون شعر نوشته شده بود. بالاخره جلدش از چه نوع بود.

به نقل مجتبي مينوي از روايات قديم، چون كتاب بسيار مفصل و بزرگ بود به ناچار آن را در چندين مجلد، مثلاً هفت دفتر يا دوازده دفتر يا حتي بيست دفتر،. هر دفتري حاوي دو هزار و پانصد تا سه هزار بيت نويسانيده و ترتيب داده بوده است.

بهر تقدير، ترديد نيست كه فردوسي خود دست كم يك نسخه از شاهنامه بدست هويش نوشته بوده است و مانند هر نويسنده و شاعري در آن تصرفات و كم و بيشها كرده بوده است. اما بسيار جاي افسوس است كه ورقي هم از چنان نسخه‌اي عزيز به واسطه كثرت و سختي حوادث روزگار براي ما باقي مانده است.

 

 

 

 

نسخه‌هاي عصر فردوسي

معهذا چون چند نسخه خطي از ايامي نزديك به عصر فردوسي در دست داريم تا حدودي نسبي مي‌توان بر شيوه كتابت و نحوه تنظيمي كه در نسخه‌هاي اوائل قرن پنجم به كار رفته است واقف شد. في‌المثل خط اسدي طوسي همشهري فردوسي و سراينده منظومه گرشاسب‌نامه كه نسخه‌اي از كتاب داروئي‌الابنيه عن حقايق‌الادويه را به سال 447 هجري نوشته است در دست داريم و آن نمونه‌اي است گويا از رسم‌الخط و كاغذي كه در اوقاتي نزديك به عصر قردوسي در شهر طوس مرسوم بوده. اوراقي معدود هم كه از نسخه وامق و عذراي عنصري و گرشاسب‌نامه اسدي به دست آمده است كه به احتمال قوي از آن روزگاران و نمونه‌اي است از طرز ضبط و نگارش كتب شعري در عهد غزنويان.

يكي از نمونه‌هاي عالي تذهيب و تجليد شاهانه در قرن پنجم كه شايسته و درخور تقديم به پادشاهان است و هم اكنون در دست است اجزاء قرآن مجيدي است كه دو جزوش در كتابخانه آستان قدس و يك جزوش در كتابخانه سلطنتي موجود بود و اجزاء ديگرش چند سال پيش در حين مرمت قسمتي از بقعه امام علي بن موسي‌الرضا عليه‌السلام (مشهد) به دست آمد. اين اجزاء به خط و تذهيب عثمان بن حسين الوراق الغزنوي و مورخ به سال 466 هجري است و هر يك نمونه‌اي يگانه از كار آن هنرمند استاد و بازمانده‌اي از هنر عالي عصري درخشان.

***

 

قديمي‌ترين نسخه شاهنامه

فردوسي در سال 400 هجري از تحرير نهائي شاهنامه فارغ شد. ولي قديمي‌ترين نسخه خطي موجود شناخته شده از آن كتاب متعلق است به سال 675، كه اگر احتمال خدشه‌اي در تاريخ كتابت آن نرود و همه اوراقش يك دست دانسته شود نسخه‌اي است كه حدود 275 سال پس از تصنيف اثر، كتابت شده است. ناچار احتمال تصرفات و تصحيفات و تحريفت هم در آن ميرود. اين نسخه اكنون در موزه بريتانيا نگاهداري ميشود. چند ورقش به خط نستعليق گونه است و بقيه به خط نسخ. نسخه شش ستوني كتابت شده است. ظاهراً كتابت منظومه‌هاي مفصل و طولاني در شش يا چهار ستون به منظور آنكه از قطر و ضخامت نسخه كاسته شود هميشه مرسوم بوده است. بطور مثال نسخه دواوين ده گانه مورخ 699 در مجموعه چستربيتي (دوبان) چهار ستوني و نسخه دواوين سته مورخ 713 متعلق به كتابخانه ديوان هند (لندن) شش ستوني است.

نسخه‌هاي خطي شاهنامه بسيار است، اعم از تاريخدار و بي‌تاريخ. تعداد نسخه‌هاي تاريخ دار تا قرن دوازدهم و معرف شده در فهرستها نزديك به سيصد نسخه است. به همين مقدارها هم نسخه‌هائي است كه تاريخ ندارد.

نسخه‌هاي مصور

از اين ميان نسخه‌هاي مشهور به مغولي (يعني از عصر ايلخانان ايران) واجد اهميت است. مخصوصاً آن نسخي كه داراي مجالس تصويرست هميشه مورد توجه تام و تمام عتيقه‌دوستان و متمولين وو اعيان و پادشاهان ممالك مختلف بوده است و نمونه‌هائي از آنها در امريكا، ممالك اروپايي، تركيه، ايران و شبه قاره هندوستان موجود است.

كثرت علاقه به مجالس تصوير اين نوع نسخ چمدام بوده است كه در موارد بسيار نسخ قديم و مهم را اوراق و متن را فداي تصوير كرده‌اند. شاهنامه‌اي كه اوراقي چند از آن باقي است و به نام دموت Demotte  شهرت يافته است يكي از نمونه‌هاي اين نوع تضييع است. اوراق نسخه از نوع نسخ زيبا و خوش خط و مصوري بود كه در عصر ايلخانان كتاب مي‌شد و چون اغلب به منظور اهداء به امرا و ملوك بود به مجالس تصوير و جداول و تذهيب آراسته مي‌گشت.

مصور ساختن شاهنامه، از نخستين قرن پس از سروده شدن آن اثر مرسوم بود و دو بيت سوزني سمرقندي شاعر قرن ششم هجري (اگر ژه به منجيك ترمذي هم نسبت داده شده)، ضمن مديحه‌اي، دلالت بر اين معني دارد:

به شاهنامه  برار هيبت تو نقش  كنند

ز شاهنامه به ميدان رود به جنگ فراز

ز هيبت تو عدو نقش شاهنامه شود

كزو نه مرد بكار آيد نه اسب و نه ساز

 

 

 

مجالس شاهنامه

امروزه شاهنامه‌هاي مصور و خطي و حتي اوراق منفرد و جدا شده‌اي كه از مجالس شاهنامه‌هاي قديم در دست است زينت‌بخش كتابخانه‌ها، موزه‌ها و مجموعه‌هاي شخصي است و فهرستي از آنها كه زير نظر الگ گرابار O. Grabar  تهيه شده است بازگوينده و راهنمايي است از آنكه كدام يك از داستانها و صحنه‌ها بيشتر مورد توجه بينندگان و خوانندگان بوده است و به همان سبب هنرمندان آن مجلس را بيشتر تصوير كرده‌اند. بطور مثال ميتوان از احصائي كه در فهرست مذكور شده است نمونه‌اي آورد و گفت كه در شاهنامه‌هاي مصور مهم، از صحنه كشته شدن اشكبوس و اسب او به دست رستم پنجاه و نه مجلس وجود دارد. ولي از صحنه لباس پوشيدن رستم به رسم بازرگانان فقط يك مجلس ديده شده است.

تهيه مجالس شاهنامه، هميشه تحت تأثير اسلوبهاي نقاشي‌اي بوده است كه در زمان تهيه نسخه‌ها رواج داشت. بطور كلي سبكهاي مرسوم در تصويرسازي شاهنامه، اعم از نسخه‌هاي خطي و چاپي، خارج از مينياتور و نقاشي‌هاي قهوه‌خانه‌اي و نقش حمام نيست. تجدد و نونمايي كه درويش پرورده ايراني در پرده‌هاي شاهنامه چاپ بروخيم به وجود آورد محدود به خود او باقي ماند، اگرچه شايد حسين بهزاد و بعضي ديگر در كار خود تا حدي پيرو شيوه درويش شده‌اند.

 

 

 

شاهنامه فردوسي، هميشه ميداني گشاده و بسيار مناسب براي هنرمندان (اعم از خوشنويس و صورتگر و تذهيب كار و جلدساز) در نمودن ذوق هنرآفرين و دست هنرپرورشان بود. قصه‌شان معمولاً آن بود كه پرداخته هنري خود را به درگاه بزرگي به هديت بفرستند.

 

شاهنامه بايسنغري

يكي از عاليترين  نمونه‌ها، شاهنامه معروف بايسنغري است از كارهاي هنري مكتب هرات و مربوط به سال 833 هجري. اين نسخه به خط نستعليق خطاط مشهور جعفر بايسنغري است. بيست و دو مجلس تصوير دارد با جلد ممتاز وسوخت طلاپوش از بيرون و معرق از درون و اوراق سرلوحه و ترنج‌دار مرصع در آغاز و جداول مذهب براي خزانه غياث‌الدين بايسنغر نواده تيمور.

اين نسخه از شاهنامه داراي مقدمه‌اي است به نثر كه بعدها به مقدمه بايسنغري شهرت يافت. در آن گفته شده است كه اگر چه نسخ متعدد از شاهنامه در كتابخانه همايون موجود بود در سال 829 اراده اميرزاده برآن قرار گرفت كه نسخه‌اي «از چند كتاب يكي را مصحح ساخته مكمل گردانند».

 

 

 

 

 

اين نسخه كه در كتابخانه سلطنتي ايران نگاهداري ميشود از حيث كاغذ و كتابت و سرلوحه و شمه و جدول و تذهيب و ترصيع و جلد و شيرازه‌بندي و مجالس تصوير از نسخ كم‌مانندي است كه هنرمندان دوره تيموري ايجاد كرده‌اند و نظاير آن هم در آن اعصار درخشان هنري چندان متعدد به وجود نيامده است.

شاهنامه‌هاي تيموري

بسياري از شاهنامه‌هائي كه در عهد تيموري نوشته و آراسته مي‌شد، چون براي اهداء به پادشاهزادگان هنردوست تيموري و خكام و امراي عصر و نيز ارسال به دربار عثماني بود شاهانه بود. يعني مزين و هنري بود. افسوس كه عده كثيري از آنها از دست رفته است. مثلاً شرف‌الدين علي يزدي مورخ و وزير عصر شاهرخ تيموري ابياتي دارد در ماده تاريخ جلد و طلبه (غلاف) نسخه‌اي مصور از شاهنامه كه براي امير شمس‌الدين محمد ميرك فرزند جلال‌الدين امير چقماق شامي در مدت سه سال از 839 تا 841 تهيه شده بود. نيك معلوم است كه اگر نسخه و جلد و غلاف آن نسخه اهميت هنري نداشت و از نفائس به شمار نمي‌رفت ماده تاريخ در باب آن گفته نشده بود. يزدي مي‌گويد:

اگر چند هستم چو خرم بهار

مشو قانع از من به نقش و نگار

ياسا دمي  از  دم  قدسيم

كه رضوان فردوس   فردوسيم

همو در منظومه هشتاد بيتي، در مدح شاهزاده ابراهيم ميرزا گفته است:

كه فحواي اين نسخه  نامدار

حديثي است فرسوده روزگار

چو اين نسخه اينجا بجاي دل است

گزينم كه دل روح را منزل است

و از اين قبيل است شاهنامه‌هاي موجود به خط منعم‌الدين اوحدي شيرازي، مرشد كاتب شيرازي و دهها كتاب و خوشنويس ديگر كه اغلب آنها در فهارس كتابخانه‌ها مورد معرفي قرار گرفته است و به كرات عكس مجالس آن نسخ در كتب اروپائي به چاپ رسيده است.

در عصر صفوي و قاجاري

از شاهنامه‌هاي عصر صفوي شايد مهمترين نسخه آن است كه به نام شاهنامه طهماسبي مشهور است و اكنون به موزه متروپوليتن نيويورك تعلق دارد چون آرتورهوتون A.Houghton  آن را به آنجا اهدا كرد در مقالات و كتب به «شاهنامه هوتون» معروف شده است. اهميت اين نسخه بيشتر به مناسبت مينياتورهاي آن است كه از حيث استادي در صحنه‌سازي، استعمال و قدرت رنگ‌آميزي، بزرگي مجلسها و صورتها يكي نمونه‌هاي عالي بازمانده از دوران صفوي است. در يكي از مينياتورها تاريخ 934 هجري ديده مي‌شود و در يكي ديگر نام يكي از نقاشان اثر به نام مير مصور. نسخه به خط نستعليق است. در ترتيب و تنظيم هنري آن عده‌اي از مذهبان و صورتگران مشاركت داشته‌اند. اين نسخه متعلق به دربار سلاطين عثماني بوده و از سال 1903 در مجموعه بارون ادموند دو رتچيلد Baron E. de Rotchild  ديده شده است.

شايد آخرين نسحه ممتازي كه از شاهنامه در اوائل قرن چهاردهم تهيه شده و به صورت خطي باقي مانده است نسخه كتابت محمد داوري شاعر فرزند وصال شيرازي باشد. اين نسخه داراي پنجاه مجلس است كه عده‌اي از آنها كار شاعر و كاتب نسخه و عده‌اي كار لطفعلي مشهور به صورتگر شيرازي است. اين نسخه اكنون به مجموعه اختصاصي عليا حضرت فرح پهلوي شهبانوي ايران متعلق است.

-در طول مدت ده قرن كه از تصنيف شاهنامه مي‌گذرد، بيشتر زيبائي نسخه‌هاي آن مورد نظر بود. نه تنها عموم مردم، بلكه اهل سواد هم توجهي به صحت متن چنانكه بايد نداشتند و چون كاتبان هم رعايت امانت و دقت نمي‌كرده‌اند و اصول مقابله نسخ درين نوع متون چنانكه بايد رايج نبود بسياري از نسخ شاهنامه اگر عادي و معمولي نباشد فقط داراي ارزش هنري است.

اولين چاپ

پس از اينكه مطالعه در ادبيات ملل شرق مورد توجه و دقت اروپائيان قرار گرفت و تحقيقات خاورشناسي جنبه علمي يافت رسيدگي در متون، و از جمله شاهنامه هم، براي نخستين بار توسط آنان آغاز شد. البته ذكر فردوسي و شاهنامه پيش از آن كه توسط سياحاني از قبيل شاردن بطور جسته گريخته و اجمالي و گاهي مملو اشتباه از قرن يازدهم به بعد در سفرنامه‌ها آمده است. همچنين كساني كه كتابهاي آموزش زبان فارسي مي‌نوشتند گاه گاه ضمن منتخبات تنظيمي خود ابياتي از شاهنامه را در آن كتاب مي‌گنجاندند.

 قديمي‌ترين قسمتي از شاهنامه كه بطور مستقل در اروپا به طبع رسيده منتخباتي است كه توسط هاگمن E.G. Hagemann  در سي و دو صفحه به سال 1801 ميلادي در گوتينگن طبع شد. تا اينكه ماثيو لمسدن M.Lumsden  از معلمين انگليسي زبان‌هاي عربي و فارسي مدرسه فورويليام كلكته در سال 1811 نخستين جلد شاهنامه را به حروف سربي درشت و به خط نستعليق در 722 صفحه رحلي با مقدمه مشروح انگليسي به چاپ رسانيد. اشاره‌اي كه به نستعليق بودن حروف سربي متن شد ازين باب است كه اين نوع حروف فقط مدت كوتاهي مورد علاقه در چاپ متون عربي و فارسي واقع شد و كتابهاي معدودي در كلكته و استانبول و قاهره با اين نوع حروف سربي به چاپ رسيد.

 

 

 

لمسدن در صفحه عنوان كتاب يادآور شد كه شاهنامه را در هشت مجلد به طبع خواهد رسانيد. ولي بجز جلد اول توفيق انتشار مجلدات ديگر آن را نيافت. از بامزگيهايي كه در عنوان انگليسي چاپ لمسدن ديده ميشود آن است كه حرف U  بجاي حركت فتحه يعني «اَ» استعمال شده است چندانكه خواننده تصور ميكند كه نام كتاب «شاه نامو» دانسته شده است.

كار لمسدن كه از حيث پيشگامي در انتشارات نخستين شاهنامه چاپي، درخور تحسين است به اشاره و نظر كمپاني هند شرقي آغاز شد و چند منشي و مولوي (به اصطلاح هندوستان) درين خدمت با او همكار بودند. به نحوي كه گفته‌اند آنها بيست و هفت نسخه در اختيار داشتند و جاي جاي در ضبط متن آنها به تفاريق استفاده كرده‌اند، ولي چون نحوه استفاده آنها مشخص نيست مشخصات و نسخه‌ها هم معين نيست. احتمالاً اكثر آنها بي‌اعتبار بوده است. طبع لمسدن از نظر علمي مقام والائي نيافت.

 

 

 

 

رستم و سهراب

سه سال بعد از نشر اين قسمت از شاهنامه داستان رستم و سهراب توسط آتكينسون J.Atkinson  كه او هم از خاورشناسان مقيم هند بود در سال 1814 در كلكته در 267 صفحه و 25 صفحه مقدمه انگليسي به همان حروف سربي خط نستعليق و ترجمه انگليسي متن به چاپ رسيد. از اختصاصات اين چاپ آن بود كه مصور بوده و نقاشيهاي مندرج در آن تركيبي بود از شيوه مرسوم مجالس شاه‌نامه‌هاي خطي با تصرفاتي فرنگي.

 

چاپ ماكان

طبع دوره كامل شاهنامه بر اساس نسخه‌هاي معتبر و رعايت نسبي اصول نسخه‌شناسي، نخستين بار به توسط يك صاحب منصب نظامي انگليسي مرسوم به ترنر ماكان كه در هند خدمت ميكرد انجام شد. او خود در صفحه عنوان فارسي كتاب به سياق عنوان گذاري مرسوم نزد شرقيان نوشت «كتاب شاهنامه ابوالقاسم طوس متخلص به فردوسي كه به سعي و اهتمام كمترين بندگان آن بي‌نشان و لامكان كپتان ترنر مكان با نسخ متعدد قديم و معتبر مقابله و تصحيح يافته مع فرهنج الفاظ نادر و اصطلاحات غريب و احوال آن سخن‌سنج فصيح و اديب به دار‌الحكومه كلكته به قالب طبع درآمده.»

و در ذيل صفحه عنوان دو بيت در مدح فردوسي آمده است كه نقل آن خالي از تفنن نست.

سكه‌اي كاندر سخن فردوسي طوسي نشاند تا نپنداري كه كس از جمله انسي نشاند اول از بالاي كرسي بر زمين آمد سخن او به بالا برد و بازش به سر كرسي نشاند

شاهنامه ترنر ماكان كه در چهار مجلد به سال 1829 انتشار يافت و اولين چاپ كامل و معتبري بوده كه در دسترس قرار ميگرفت بعدها منبع و مرجع چاپهاي متعدد هند و ايران شد. ماكان بجز متن، در انتهاي آن داستانها و روايتهاي الحاقي را كه از آن شاهنامه نيست به چاپ رسانيد و لغت‌نامه‌اي هم بدان ضم كرد. متن اختياري ماكان در جلد اول همان طبع لمسدن است، ولي بقيه‌اش تهيه و تنظيم و مقابله شده خود اوست ماكان از كساني است كه مدتي از عمر را در ميان فارسي زبانان هندوستان گذرانيد و بدين زبان آشنائي تمامي يافته بود.

 

چاپ موهل

بيش از هفت سال از انتشار طبع ماكان نگذشت كه چاپ مهم و مشهور ديگري به توسط دانشمندي اروپائي موسوم به ژول موهل J.Mohl  به قطع بزرگ سلطاني و در هفت مجلد ضخيم و با كاغذ عالي و چاپي ممتاز ميان سالهاي 1838 و 1878 در پاريس نشر شد. يعني چهل سال مدت گرفت.

موهل بنحوي كه خود در مقدمه مفصلش مي‌نويسد از نسخه‌هاي متعدد استفاده كرد كه هشت‌تاي آنها متعلق به كتابخاه پادشاهي پاريس (يعني كتابخانه ملي امروز) بود. او سيزده نسخه هم در كتابخانه كمپاني هند شرقي در لندن ديده بود. بجز آنها دو نسخه هم از سرجان ملكم به امانت گرفته بود كه يكي نسخه اساس چاپ كلكته بود و يكي از آن كتابخانه نادرشاه. همچنين چندين نسخه ديگر كه مالكين همه را در مقدمه معرفي كرده است.

خدمت موهل بجز نشر متن از جهت ديگري هم اهميت يافت و آن همراه كردن ترجمه فرانسه اثر با متن فارسي است، بدين نحو كه يك صفحه از ترجمه را مقابل يك صفحه از متن قرار داد. اين كار بزرگ و جاوداني كه موهل به فرمان شاه فرانسه انجام داد و در چاپخانه پادشاهي به عنوان مجموعه شرقي نسخه‌هاي چاپ شده كتابخانه پادشاهي به چاپ رسيد از حيث هنر و زيبائي چاپ و حروف درشت از كتابهاي ممتاز است. طبع موهل دو بار در سال 1344 و 1353 به صورت عكسي (ولي كوچك شده آن در قطع جيبي) به سرمايه سازمان كتابهاي جيبي در تهران انتشار يافت.

موهل كه به شاهنامه عشق مي‌ورزيد و اكثر دوران حيات علمي خود را بر آن موقوف كرد پيش از انتشار متن كامل قطعاتي انتخابي از شاهنامه را كه مرتبط به مذهب زردشت ميشد در سال 1829 انتشار داده بود.

 

چاپ فولرس

چهارمين طبع مهم كه به وسيله خارجيان از شاهنامه نشر شد و آنرا به نسبت بايد عالمانه‌تر دانست آنست كه توسط دانشمندي ايرانشناس و محقق در رشته لغت و زبان فارسي موسوم به يوهان فولس J.Vullers  ميان سالهاي 1877و1884 با همكاري لندوئر Landauer  در شهر ليدن در سه مجلد به طبع رسيد. ولي با اين همه، تا استان كشته شدن دارا بيشتر چاپ نشد. فولرس آلماني بود و استاد زبان فارسي در دانشگاه گيسن. هموست كه فرهنگ مهم و عظيم فارسي لاتيني را تهيه و نشر كرده است. فولرس پيش از اهتمامي كه در نشر دوره شاهنامه كرده بود منتخباتي هم از شاهنامه بسال 1833 بطبع رسانيده بود.

         سه طبع ماكان و موهل و فولرس، سالهاي دراز در تحقيقات و تتبعات اروپائيان مرجع و مأخذ مراجعه بود. فرتيز ولف F.Wolff  هم كه فرهنگ لغات شاهنامه را تهيه و تدوين كرد و اساس كار خو را بر اين چاپ‌ها گذاشت در جدول تطبيقي ضميمه آن محل وجود شواهد را در هر يك از آن سه چاپ نشان داده است. ولف كه آلماني بود مدتي دراز از عمر (به روايتي نزديك به سي سال) را در تنظيم لغات شاهنامه صرف كرده بود و كارش به كوري هم كشيد در سرآغاز نامه خود اين بيت شاهنامه را حسب حال خويش دانسته است.

من اين نامه فرخ گرفتم به فال

همي رنج بردم به بسيار سال

 

نوشته شده توسط حسین در ساعت 8:1 | لینک  | 

با درود یزدان را که خرد آفرید

از آنجا که انجمن شعر حوزه هنری ساری در صدد چاپ آثار شاعران ساری و مازندران در یک مجموعه بنام عصرهای پنجشنبه میباشد بدینوسیله از همه شاعران استان دعوت میشود تا با ارسال سه قطعه شعر (غالب خاصی مورد نظر نیست) به همراه یک قطعه عکس و نبشته ای کوتاه از بیوگرافی شخصی مارا در این مهم یاری کنندپیشاپیش سپاسگذاریم.

.............................................................

به اطلاع دوستان و اعضای گرامی انجمن شعر حوزه هنری میرساند از آنجا که انجمن در صدد چاپ مجدد کارت شناسایی و عضویت دوستان میباشد خواهشمند است با ارسال یک قطعه عکس و کپی شناسنامه و کارت قدیم ما را یاری نمایند.

 

نوشته شده توسط حسین در ساعت 8:39 | لینک  |